علي بن حسين انصارى شيرازى
278
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الطا طاليسفر بيونانى داركيه خوانند و ماقو نيز گويند و صاحب منهاج گويد ورق زيتون هندى بود و آن قشرى هندى بود و صاحب جامع اقوال بسيار آورده اول گفته بسباسه است و ديگر از قول ابن جلجل گويد كه لسان العصافير بود و ديگر گفته كه عرق درختى هندى بود و ديگر گفته كه عرق درخت توت است كه كرم ابريشم برگ آن را خورد و اين اقوال خلاف است و قول ديگر گويد مجوسى كه ورق زيتون هندى است و اين موافق قول صاحب منهاج بود و صاحب منهاج و صاحب تقويم تحقيق نكردهاند كه چيست و مؤلف گويد بيخ زيتون هندى است و باقى اقوال خلاف است و آن پوستى سبزتر از دارچينى و سختتر و ميل بسياهى زند و طعم آن بغايت عفص بود و اندك عطريتى دارد و جالينوس گويد در وى هيچ گرمى و سردى نبود و گويند خشك بود و ابن عجرى گويد گرم و خشك بود در دويم و مجوسى گويد معتدل بود در گرمى و سردى و سردى وى در دويم بود و از براى ضرب و قرحهء امعا و نزف دم بواسير و فالج و لقوه نافع بود و شربتى از وى يك مثقال بود و چون به سركه بپزند و بدان مضمضه كنند درد دندان را ساكن گرداند و قلاع سفيد زايل كند و گويند مضر بود به شش و مصلح وى عسل بود و ديسقوريدوس گويد بدل طاليسفر چهار دنك وزن آن كمون بود و نيم وزن آن سنبل و نيم وزن آن ساذج و گويند بدل وى مقل و ابهل بود مساوى طاخك ثمر آزاد درخت است و گفته شد طاووس مرغى است مشهور و شريف گويد بعد از سه سال تمام پرها برآورده باشد و هر يك سال يك بار بچه برآورد و ابن مؤلف گويد عمر طاووس بيست سال باشد و در آن مدت به چند لون برآيد و هر سال در وقت خزان پر بيندازد و در وقت برگ برآوردن درختان نيز پر برآورد و شيخ الرئيس گويد در مكانى كه طاووس باشد حشرات و هوام نبود و گوشت و پيه وى چون به اسفيداج پزند و مرق آن بخورند ذات الجنب را نافع بود و چون پيه وى بگدازند و با آب و سداب و عسل بياميزند درد معده و قولنج را نافع بود و گوشت و پيه وى مجامعت را قوت دهد و زهرهء وى چون با سركه بياميزند گزندگى جانوران را سودمند